ای تنهایی
یکی نبود هنوزم نیست
چوپان قصه ما دروغگو نبود
تنها بود و از ترس تنهایی فریاد گرگ سر میداد ...
افسوس که فقط گرگها فهمیدند
چوپان چقدر تنهاست...
نظرات شما عزیزان:
مهســــــــــــــــــــــــــــا 
ساعت12:57---3 اسفند 1391
یک نفر میخواهــــــــــــــــــــــــ م
محکم بزند دم گوشم
بی هیچ دلیلی
فقط ....
بشکند این بغض لعنتی...
چهار شنبه 2 اسفند 1391
| | sia
|
18 :CM's